غزل شمارهٔ ۳۱۴۳
مستی و عاشقانه میگویی
تو غریبی و یا از این کویی
پیش آن چشمهای جادوی تو
چون نباشد حرام جادویی
پیش رویت چو قرص مه خجلست
به چه رو کرد زهره بیرویی
عاشقان را چه سود دارد پند
سیل شان برد رو چه میجویی
مستی و عاشقانه میگویی
تو غریبی و یا از این کویی
پیش آن چشمهای جادوی تو
چون نباشد حرام جادویی
پیش رویت چو قرص مه خجلست
به چه رو کرد زهره بیرویی
عاشقان را چه سود دارد پند
سیل شان برد رو چه میجویی