غزل شمارهٔ ۳۱۴۶

ای دلزار محنت و بلا داری

بر خدا اعتمادها داری

اینچنین حضرتی و تو نومید؟

مکن ای دل، اگر خدا داری

رخت اندیشه می‌کشی هرجا

بنگر آخر، جز او کرا داری؟

لطفهایی که کرد چندین گاه

یاد آور اگر وفاداری