غزل شمارهٔ ۳۱۴۸

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

ما در این دور مست و بی‌خبریم

سر این دور را تو می‌دانی

چون به دور و تسلسل انجامد

نکته ابتر بود به ربانی

لیک دور و تسلسل اندر عشق

شرط هر حجتست و برهانی