غزل شمارهٔ ۳۱۷۷

آدمیی، آدمیی، آدمی

بسته دمی، زانک نهٔ آن دمی

آدمیی را همه در خود بسوز

آن دمیی باش اگر محرمی

کم زد آن ماه نو و بدر شد

تا نزنی کم، نرهی از کمی

می‌برمی از بد و نیک کسان؟!

آن همه در تست، ز خود می‌رمی