غزل شمارهٔ ۳۱۹۳

غدرالعشق فزلت قدمی

مزج‌الفرقة دمعی بدمی

و حنی‌القلب بما اورثنی

ندما فی ندم فی ندم

کرة الحجب وجودی و نی

اسفا لیت وجودی عدمی

و سقی‌الصب و قد اسکرنی

شرب القلب و ماذاق فمی