بیست و هفتم

ای درد دهنده‌ام دوا ده

تاریک مکن جهان، ضیا ده

درد تو دواست و دل ضریرست

آن چشم ضریر را صفا ده

نومید همی شود بهر غم

نومید شونده را رجا ده

هر دیده که بهر تو بگرید

کحلش کش و نور مصطفی ده