شمارهٔ ۷ - در مرثیه شاه صفی

پادشاهی و جوانی سد راه او نشد

کرد چون ادهم ز ملک عالم فانی کنار

در خور اقبال روزافزون خود جایی نیافت

بال بر هم زد برون رفت از جهان بی مدار

در محرم کرد عزم قندهار و در صفر

کرد در کاشان سفر از عالم آن کوه وقار

رفت سال «غبن » از عالم، زهی غبن تمام

سوخت عالم را به داغ غبن آن عالم مدار