شمارهٔ ۲۹ - ایضا در وصف زاینده رود

می شود جان تازه از بوی بهار زنده رود

زنده می گردد دل از سیر کنار زنده رود

هست در زیر سیاهی داغ ناخن خورده ای

آب خضر از رشک موج بی قرار زنده رود

زلف مشکین از سواد اصفهان چون آب خضر

بر عذار افکنده آب خوشگوار زنده رود

دشت پیمای جنون گشته است چون موج سراب

موج آب زندگی در روزگار زنده رود