شمارهٔ ۳۹ - در مدح نواب ظفرخان

بحر طبعم در سخن چون گوهر افشانی کرد

در صدف گوهر ز خجلت چهره مرجانی کند

خضر کلکم چون ز ظلمات دوات آید برون

صفحه از فیض قدومش سنبلستانی کند

غنچه های معنی بکرم تبسم چون کنند

حد گل باشد که آنجا خنده پنهانی کند

روی در صحرا نهد چون محمل لیلی قفس

بلبل مستی چو آهنگ غزل خوانی کند