عید نوروز

باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا

جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما

صوفی و عارف ازین بادیه دور افتادند

جام می گیر ز مطرب، که رَوی سوی صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

من سرمست، ز میخانه کنم رو به خدا