فتوای من

سر کوی تو، به جان تو قسم! جای من است

به خم زلف تو، در میکده ماوای من است

عارفانِ رخ تو جمله ظلومند و جهول

این ظلومیّ و جهولی، سر و سودای من است

عاشق روی تو حسرت زده اندر طلب است

سر نهادن به سر کوی تو، فتوای من است

عالم و جاهل و زاهد، همه شیدای تواند

این نه تنها رقم سرّ سویدای من است