طبیب عشق

غم دل با که بگویم که مرا یاری نیست

جز تو ای روحِ روان، هیچ مددکاری نیست

غم عشق تو به جان است و نگویم به کسی

که در این بادیه غمزده، غمخواری نیست

راز دل را نتوانم به کسی بگشایم

که در این دیر مغان رازنگهداری نیست

ساقی، از ساغر لبریز ز می دم بربند

که در این میکده می‏زده، هشیاری نیست