کتاب عمر

پیری رسید و عهد جوانی تباه شد

ایّام زندگی، همه صرف گناه شد

بیراهه رفته پشت به مقصد، همی روم

عمری دراز، صرف در این کوره راه شد

وارستگان، به دوست پناهنده گشته‏اند

وابسته‏ای چو من به جهان، بی پناه شد

خودخواهی است و خودسری و خودپسندی است

حاصل ز عمرِ آنکه خودش، قبله‏گاه شد