جلوه جمال

کوتاه سخن که یار آمد

با گیسوی مُشکبار آمد

بگشود در و نقاب برداشت

بی پرده نگر، نگار آمد

او بود و کسی نبود با او

یکتای و غریب وار آمد

بنشست و ببست در ز اغیار

گویی پی یار غار آمد