لذت عشق

لذت عشق تو را جز عاشق محزون، نداند

رنج لذت‏بخش هجران را بجز مجنون، نداند

تا نگشتی کوهکن، شیرینی هجران ندانی

ناز پرورده، ره آورد دل پر خون نداند

خسرو از شیرینی شیرین، نیابد رنگ و بویی

تا چو فرهاد از درونش، رنگ و بو بیرون نداند

یوسفی باید که در دام زلیخا، دل نبازد

ورنه خورشید و کواکب در برش مفتون نداند