پرده‌نشین

این قافله از صبح ازل، سوی تو رانند

تا شام ابد نیز به سوی تو روانند

سرگشته و حیران، همه در عشق تو غرقند

دلسوخته، هر ناحیه بی تاب و توانند

بگشای نقاب از رُخ و بنمای جمالت

تا فاش شود آنچه همه در پی آنند

ای پرده نشین در پی دیدار رُخ تو

جانها همه دل باخته، دلها نگرانند