سلطان عشق

گر سوز عشق در دل ما رخنه گر نبود

سلطان عشق را به سوی ما نظر نبود

جان در هوای دیدن دلدار داده‏ام

باید چه عذر خواست، متاع دگر نبود

آن سر که در وصال رخ او، به باد رفت

گر مانده بود، در نظر یار سر نبود

موسی اگر ندید به شاخ شجر رُخش

بی‏شک درخت معرفتش را ثمر نبود