عشقِ مسیحا دم
بلبل از جلوه گل، نغمه داوود نمود
نغمهاش درد دل غمزده بهبود نمود
ساقی از جام جهانتاب به جانِ عاشق
آنچه با جان خلیل، آتش نمرود نمود
بنده عشقِ مسیحا دم آن دلدارم
که به یُمن قدمش، هستی من دود نمود
در پریشانی ما هر چه شنیدی، هیچاست
هیچ را کس نتوانست که نابود نمود