عروس صبح

امشب که در کنار منی، خفته چون عروس

زنهار تا دریغ نداری، کنار و بوس

ای شب، بگیر تنگ به بر نوعروس صبح

امشب که تنگ در بر من، خفته این عروس

لب بر ندارم از لب شیرین شکّرش

گر بانگ صبح بشنوم و گر غریو کوس

یا رب، ببند بر رُخ خورشید، راه صبح

در خواب کن موذن و در خاک کن خروس