نسیم عشق

به من نگر که رخی همچو کهربا دارم

دلی به سوی رخ یار دلربا دارم

ز جام عشق چشیدم شراب صدق و صفا

به خمّ میکده با جان و دل، وفادارم

مرا که مستی عشقت، ز عقل و زهد رهاند

چه ره به مدرسه یا مسجد ریا دارم؟

غلام همّت جام شراب ساقی باش

که هر چه هست از آن روی با صفا دارم