بوی نگار

آن ناله ها که از غم دلدار می‏کشم

آهی‏است کز درون شرربار می‏کشم

با یار دلفریب بگو: پرده برگشا

کز هجر روی ماه تو، آزار می‏کشم

منصور را گذار که فریاد او به دوست

در جمع گلرخان به سرِدار می‏کشم

ساقی، بریز باده به جامم که هجر یار

باری‏است بس‏گران به سربار می‏کشم