جام ازل

مازاده عشقیم و پسرخوانده جامیم

در مستی و جانبازی دلدار تمامیم

دلداده میخانه و قربانی شربیم

در بارگه پیرمغان، پیر غلامیم

همبستر دلدار و زهجرش به عذابیم

در وصل غریقیم و به هجران مدامیم

بی رنگ و نواییم؛ ولی بسته رنگیم

بی نام ونشانیم و همی در پی نامیم