غزل شماره ۸

ای نام خوش تو بر زبان ها

وی یاد تو زینت بیانها

از مهر رخت چو ذره هستند

در رقص و سماع آسمانها

مرغان ترانه سنج خوانند

وصف رخ تو به بوستانها

اندر ره عشق بی سرانجام

دریاهائی است بیکرانها