غزل شماره ۳۲

ره و رهبر دلا محبت اوست

سود و سرمایه عشق حضرت اوست

قرة العین عارفان که فناست

نیستی در فروغ طلعت اوست

غیبتت از خودی و شرب مدام

از دوام حضور ساحت اوست

دولت فقر و کنج آزادی

بندگی گدای حضرت اوست