غزل شماره ۳۶
ای به رَهِ جستجوی نعره زنان دوست دوست
گر بحرم ور بدپرکیست جز او اوست اوست
پرده ندارد جمال غیر صفات جلال
نیست بر این رخ نقاب نیست بر این مغزپوست
جامه دران گل از آن نعره زنان بلبلان
غنچه به پیچد به خود خون به دلش تو به توست
دم چو فرو رفت هاست هوست چو بیرون رود
یعنی از او در همه هرنفسی های و هوست