غزل شماره ۴۲

ای از صفات گشته هویدا همه صفات

ذات خجسته ات شده مرآت بهر ذات

نزدیک شد که دعوی پیغمبری کنی

کز خط کتاب داری و از غمزه معجزات

یک بوسه ای ز وجه ز کاتم نمیدهی

گویا که فرض نیست بشرع شما ز کوات

نی نی مرا چه حد که چنین آرزو کنم

بر چرخ سر زنم که زنم بوسه نقش پات