غزل شمارهٔ ۱۴

بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز...

با صد بهانه ی متفاوت تمام روز...

هی فکر می کنم به تو و خیره می شود

چشمم به چند نقطه ی ثابت تمام روز

زردند گونه های من و خاک می خورد

آیینه روی میز توالت تمام روز

در این اتاق، بعد تو تکرار می شود

یک سینمای مبهم و صامت تمام روز