غزل شمارهٔ ۱۷
قلم کنار تو افتاده لیقه خشک شده
حرف "ع ش ق" به خطِّ عتیقه خشک شده
دوباره زخم تو گل کرده "دوم" ماه است
زمان به روی "دو و ده دقیقه" خشک شده
کناره پنجره ای، ماه می وزد ... داری
به سمت کوچه نگاه عمیق خشک شده
از آن قرار برای تو این فقط مانده است:
گلی که بر سر جیب جلیقه خشک شده