غزل شمارهٔ ۲۴

دوباره تَش زده بر قلب نازک سیگار

هوای سرد و تو و فندک و پُک سیگار

تو طبق عادت هر روز می نویسی باز

به روی صندلیت "عشق" با نوک سیگار

و سرفه می کنی و یاد حرفهای منی

که گفته بودم انگار با تو که سیگار،

برای حنجره ات خوب نیست دست بکش

و دست می کشی از آخرین پُک سیگار