غزل شمارهٔ ۲۸

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا...

جوی و دو جفت چکمه و گل بود و ما دو تا...

وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت

تصدیق گفته های "هگل" بود و ما دو تا...

روز قرار اول و میز و سکوت و چای

سنگینی هوای هتل و ما دو تا...

افتاد روی میز ورقهای سرنوشت

فنجان و فال و بی بی و دل بود و ما دو تا...