شمارهٔ ۱۳

زهی وصف لبت ذکر زبانها

دهانت در سخن اکسیر جانها

چو می خندد لب شکر فشانت

ز حیرت باز می ماند دهانها

ز عشقت کو به دل تخم وفا ریخت

مرا در سینه می ریزد سنانها

فلک را آه مظلومی چو من سوخت

چرا آتش نبارد ز آسمانها