شمارهٔ ۳۶

ای رخ زیبای تو آینه سینه ها

روی ترا در خیال زین نمط آیینه ها

غمزه مزن کان خیال تا به جگرها نشست

تیغ بلارک دمید وای که بر سر سینه ها

یاد توام می کند کار جواب هلاک

خواب که بیند گدا حاصل گنجینه ها

بس که ز رویت نمود خانه مرا پر خیال

مر همه دیوارهاست پیش من آیینه ها