شمارهٔ ۴۰

دیدم بسی زمانه مردآزمای را

سازنده نیست هیچ امیر و گدای را

جز باد و دم ترنم این تنگنای نیست

چون غلغل تهی نفس تنگنای را

چندین مکن دماغ به کافور و مشک، تر

بر عاریت شناس کف عطرسای را

در خود مبین به کبر که از بهر عکس کار

اینها بس است بهره تن خودنمای را