شمارهٔ ۴۵

ز دور نیست میسر نظر به روی تو ما را

چه دولتی ست تعالی الله از قد تو قبا را

از آنگهی که تو سلطان به ملک دل بنشستی

نشاط و خواب به شبها حرام گشت گدا را

ز تیغ کش به حضورم که پادشاه بتانی

به دور باش فراقم مکش ز بهر خدا را

اگر چه در دل ما ماند یادگار جفایت

مباد آنکه رود از درونه یاد تو ما را