شمارهٔ ۵۰

شناخت آنکه غم و محنت جدایی را

بمیرد و نبرد سلک آشنایی را

به اختیار نگردد کس از عزیزان دور

ولی چه چاره کنم فرقت قضایی را

مکن به شمع مه و مهر نسبت رخ دوست

که فرقهاست بسی نور آشنایی را

به تیغ پاره که از تن برند و خون ریزند

بدان که گریه خون می کند جدایی را