شمارهٔ ۵۴

الا دمعی سارعت والهوا

وقد ذاب قلبی هو والنوا

اسیرست ازان میر خوبان دلم

به دردی که هرگز ندیدم دوا

اذا اشرق الشمش من صدغه

فنعم الهوا فی جناتی هوا

دلم خون شد و ناید ار باروت

بر این ماجرا چشمم اینک گوا