شمارهٔ ۵۶

ای زلف چلیپای تو، غارتگر دینها

وی کرده گمان دهنت، دفع یقینها

کافر نکند با دل من آنچه تو کردی

یعنی که در اسلام روا باشد از اینها

زینسان که بکشتی به شکر خنده جهانی

خواهم که به دندان کشم از لعل تو کینها

از ناصیه ما نشود خاک درش دور

چون صندل بت برهمنان را ز جبینها