شمارهٔ ۵۸

ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را

بین زیر پای دیده این مستمند را

تا مردمان ترنج نبرند و دست هم

یوسف رخا، کشیده ترک ران سمند را

سرو بلند را نرسد دست بر سرت

این دست کی رسد به تو سرو بلند را

پای گریزم از شکن گیسوی تو نیست

می کش چنانکه خواهی اسیر کمند را