شمارهٔ ۱۱۷

اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب

به غمزه دل بر باید ز سالک مجذوب

بلای مردم اهل نظر بود چشمت

به ناز اگر به در آیی ز مکتب، ای محبوب

دهان یار نیاید رقیب را در چشم

که خرده بین نبود هیچ دیده معیوب

فراق روی چو تو یوسفی کسی داند

که روشنش شود آب دو دیده یعقوب