شمارهٔ ۱۲۰

ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب

از من تاریک روز، طلعت روشن متاب

چشمه خورشید را آب نباشد دگر

چون تو ز تف هوا خوی کنی، ای آفتاب

زلف تو کژ پیچ پیچ، هر سر موی کژت

کژ بنشیند، ولیک راست نگوید جواب

بسته زلف تو گشت روی دل من سیاه

گور من آباد کرد خانه چشمم خراب