غزل شمارهٔ 15

هر دلی کز تو شود غمزده، آندل شادست

هر بنایی که خراب از تو شود، آبادست

رو بویرانه‌ی عشق آر و برو در بربند

عقل را خانه‌ی تعمیر که بی بنیادست

کمر بندگی عشق نبندد به میان

مگر آن بنده که از بند جهان آزادست

من اگر رندم و بدنام، برو خرده مگیر

ز آنکه هر خوب و بدی از ادب استادست