غزل شمارهٔ 17
بر آنکه مرید می و معشوقه و جامست
جز دوست نعیم دو جهان جمله حرامست
ترک سر و جان گیر پس آنگاه بیاسای
آری سفر عشق همین یک دو سه گامست
از اول این بادیه تا کعبهی مقصود
دیدیم و گذشتیم ازو، چار مقامست
چون طالب و مطلوب و طلب هر سه یکی شد
هنگام وصالست و دگر سیر تمامست