غزل شمارهٔ 29
تا زنگ سیه ز آینهی دل نزداید
عکس رخ دلدار، در او خوش ننماید
در طرف چمن گر نکند جلوه رخ دوست
بر برگ گلی اینهمه بلبل نسراید
نور ازلی گر ندمد از رخ لیلی
از گردش چشمی دل مجنون نرباید
هرکو نکند بندگی پیر خرابات
بر روی دلش، جان، در معنی نگشاید