غزل شمارهٔ 34
آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
زود باشد که پشیمان شود از کردهی خویش
بشنو این نکته که در مذهب رندان کفرست
رندی و عاشقی و آگهی از مذهب و کیش
جلوهگاه نظر شاهد غیبند همه
کعبهی زاهد و کوی صنم و دیر کشیش
بنگاهی که کند دیده، دل از دست مده
سفر وادی عشقست و خطرها در پیش