غزل شمارهٔ 42
دی مغبچهای گفت که ما مظهر یاریم
سر تا بقدم آینهی روی نگاریم
ما نقطهی پرگار وجودیم ولیکن
گاهی بمیان اندرو گاهی بکناریم
ما سراناالحق بجهان فاش نمودیم
منصور صفت رقص کنان بر سر داریم
ما بار بسر منزل مقصود رساندیم
ای خواجه دگر اشتر بگسسته مهاریم