غزل شمارهٔ 49

ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی

ز کام صرفه نبردیم غیر ناکامی

شکست شیشه‌ی تقوی به سنگ رسوایی

گسست سبحۀ طاعت بدست بدنامی

بیار باده که این آتش سلامت سوز

برون کند ز تن مرد، علت خامی

مپرس جز ز خراباتیان بی سر و پا

رموز عاشقی و مستی و می آشامی