غزل شمارهٔ 51

بمن فرمود پیر راه بینی

مسیح آسا دمی، خلوت گزینی

که از جهل چهل سالت رهاند

اگر با دل نشینی، اربعینی

نباشد ای پسر صاحبدلان را

بجز دل در دل شبها قرینی

شبان وادی دل، صد هزارش

ید بیضا بود در آستینی