شمارهٔ ۱۵۰

مرا وقتی دلی آزاد بوده ست

درونم بی غم و جان شاد بوده ست

نمک زد شوخی اندر جان و نو کرد

جراحتها که در بنیاد بوده ست

چه خوش بوده ست عقل مصلحت جوی

که چندی زین بلا آزاد بوده ست

نگارا، هیچ گاهی یاد داری

کزین بیچارگانت یاد بوده ست