شمارهٔ ۱۵۷

بیا کز رفتنت جانم خرابست

دل از شور نمکدانت کبابست

درنگ آمدن، ای دوست کم کن

که عمر از بهر رفتن در شتابست

من آیم هر شبی سوی تو، لیکن

همه شب خانه من ماهتابست

سیه شد روی ما از تو که رویت

زوال روز ما را آفتابست