شمارهٔ ۱۶۱

نگارا، روز عیش و شادمانیست

هوای سبزه و صوت و اغانیست

مرا بی تو چه جای زندگانیست

که دل بی عشق و جان بی شادمانیست

ز چشم خویش ترسانم به رویت

که عشقت سرنوشت آسمانیست

ز بدخویی جگر خون کرد چشمت

مگر بد خوئیش از ناتوانیست